درباره وبلاگ

سرم را بالا کردم سرش را بالا کرد دید که مرا می شناسد خندیدم گفت:(دوستیم)
گفتم دوست دوست. گفت تا کجا؟ گفتم دوستی که تا ندارد.
گفت تا مرگ ! خندیدم و گفتم (من که گفتم تا ندارد!) گفت باشد تا پس از مرگ.
گفتم( نه نه نه تا ندارد)گفت:" قبول تا آنجا که همه دوباره زنده می شیم یعنی زندگی پس از مرگ.
باز هم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم تا هر جا که با شد من و تو با هم دوستیم.
گفتم: تو برایش تا هر جا که دلت می خواهد یک تا بگذار.
اصلا یک تا بکش از سر این دنیا تا آن دنیا .اما من اصلا تا نمی گذارم.نگاهم کرد نگاهش کردم.باور نمی کرد میدانستم او می خواست حتما دوستی مان تا داشته باشد.دوستی بدون تا را نمی فهمید.
گفت: بیا برای دوستی مان یک نشانه بگذاریم.گفتم: باشد تو بگذارگفت" سلام" هروقت که همدیگر را می بینیم سلام می کنیم .سلام ها ادامه داشت. یعنی که دوستیم . دوست دوست .
1ماه" 2ماه "3 ماه"4 ماه "7ماه"10 ماه"و1 سال شده است.
او آمده است امشب تا خداحاظی کند.میخواهد برود برود آن دور دورها .می گوید:می روم اما زود بر می گردم.
من می دانم می رود و بر نمی گردد . خندیدم می دانستم دوستی او تا دارد مثل همیشه